1.قاعدتا مهندس طلبه با من هزار تا فرق دارد که او آن گونه سایتش الحمدلله به طلبه شدن فرا میخواند و من ... . خیلی ها هستند به اسم طلبه مینویسند و از بین این خیلی ها، بعضی موفقند و بعضی نه.
(چند وقت قبل نوشته بودم که آدم چطور گوشه ی حجره خودساخته میشود؟! نمونه اش همین که ته دلم قیلی ویلی میرود چیزی را بنویسم و نمینویسم. اینهاست میسازد انسان را دیگر؟! مگر نه؟!)
ویترین وبلاگ من بنظرم خیلی اوقات خوب نبوده. بر خلاف یک عده که فوق العاده به زمانه ی خود آگاهند و حساس و با دست پر جوابگوی مسائلند، من خیلی اهل این کارها نبودم. یعنی در حد و اندازه اش نبودم. ویترین وبلاگ من همیشه بهم ریخته بوده. همیشه چیزی برای عرضه داشته که احتیاج خودش بوده. نه الزاما احتیاج خلایق. شاید از خودش هم گرهی باز نکرده.
حس یک مغازه خاک آلود تار عنکبوت گرفته را دارم. فقط امیدوارم سالم از این فضا بیرون بیایم.
2.درونیات من یک عده ناله است! از خودم! نه مثل بقیه جانسوز و بدرد بخور. درونیاتی از جنس از خودم دور مانده ام. شما از خودتان دور نمانده اید که ناله نمیکنید؟! یا فقط منم که جار میزنم؟!
ما را در سایت عید دنبال میکنید
برچسب: بشنو از نی,بشنو از نی به انگلیسی,بشنو از نی چون حکایت میکند translation,بشنو از نی چون حکایت, نویسنده: بازدید: 18