دختران مجرد

خرید بک لینک

بچه بودم. وسط سرما که میدیدم خانومی نشسته روی زمین خیس و دست فروشی میکند، آن هم در دل شب، بغض میکردم. بغصی که چند قدم جلوتر میترکید.

داشتم فایل های سخنرانی را گوش میدادم که سخنران بحثش رسید به دختران مجرد. این بار بیشتر بغض کردم.

فرق بغض اولی با دومی این بود که بغض دومی ناشی از مشکل و معضلی جان فرسا تر و برای من ح/م ملموس تر. عمیقا سوختم.

گوشه ذهنم یک فایل باز کردم بعنوان دختران مجرد. فایلی که با پرسش همراه است و باید حل شود. باید برایش راه حل هایی مقبول عرف ارائه کرد. و هیچ وقت فکر نمیکردم تن بدهم به راه حل هایی در چارچوب عرف...


پ.ن: مسائل اهم و مهم دارند. هر چیزی سر جایش. این پرونده شاید از بعضی مسائل مهم تر باشد و از بعضی نه. به هر چیزی به اندازه اش باید بها داد.

عید...

ما را در سایت عید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 17:48

صفحه بندی