من بیشتر از آنکه فکرش را بکنید در خودم گرفتارم. دنیا را از زاویه خودم میبینم و تحلیل هایم مبنی بر تجربیات شخصی خودم است. و بدیهی است که این طرز برخورد با مسائل چه مشکلاتی دارد.
مثلا من قدیم الایام فکر میکردم که یعنی چه پول بیت المال را حرام پوستر و بنر و نقاشی شهدا میکنند و در و دیوار شهر را با این چیزها می پوشانند. تا اینکه در یک مکانی به علت خوش برخوردی بقیه حالم از آدمیان بهم خورد. در شرف انهدام درونی بودم. روحم از این همه دنائت حالت تهوع داشت. تا اینکه در آن فضا چشمم به عکس یکی از شهدا روی دیوار افتاد. و آرام شدم. آرام آرام. انگار نیرو گرفته بودم.
مثلا فکر میکردم هیئت فقط هیئت خانگی و هیئت های چند هزار نفری حال نمیدهد. به تبع زیارتهای شلوغ. نتیجه ی این افکار که فکر میکنم خیلی های دیگر هم داشته باشند، به حاشیه راندن نماد های دینی ست. و منزوی کردن دین حتی. الان بنظرم دیدگاهم کمی اصلاح شده و قبول میکنم این مجالس و این زیارتها را. که هر چه شلوغ تر، در چشم دشمن خارتر! که صفایش بیشتر. که عظمتش بیشتر.
با کج سلیقگی مخالفم. اما با شیوع نمادهای اسلامی موافق. شدیدا. مقدمه هم هیچ ربطی نداشت با ذی المقدمه! مانده بودم چطور حرفم را بزنم :/
ما را در سایت عید دنبال میکنید
برچسب: پررنگی ادرار نشانه چیست,پررنگی ادرار, نویسنده: بازدید: 10