پررنگی
من بیشتر از آنکه فکرش را بکنید در خودم گرفتارم. دنیا را از زاویه خودم میبینم و تحلیل هایم مبنی بر تجربیات شخصی خودم است. و بدیهی است که این طرز برخورد با مسائل چه مشکلاتی دارد. مثلا من قدیم الایام فکر میکردم که یعنی چه پول بیت المال را حرام پوستر و بنر و نقاشی شهدا میکنند و در و دیوار شهر را با این چیزها می پوشانند. تا اینکه در یک مکانی به علت خوش برخوردی بقیه حالم از آدمیان بهم خورد. در شرف انهدام درونی بودم. روحم از این همه دنائت حالت تهوع داشت. تا اینکه در آن فضا چشمم به عکس یکی از شهدا روی دیوار افتاد. و آرام شدم. آرام آرام. انگار نیرو گرفته بودم. مثلا فکر...
ادامه مطلب